18:33
25 آذر 1396
2017.Dec.16

از نماز تا اربعین – تداوم، پویایی و ثمر بخشی هر حرکت درستی، در گرو سه عامل است. از نماز تا اربعین – تداوم، پویایی و ثمر بخشی هر حرکت درستی، در گرو سه عامل است. ادامه ...
لحظه وداع پیامبر (ص) با حضرت زهرا(س) چه گذشت؟ لحظه وداع پیامبر (ص) با حضرت زهرا(س) چه گذشت؟ ادامه ...
طبق روایت، زلزله بلایی برای عبرت گناهکاران است؛ اما زلزله‌ی اخیر گربانگیر بدبخت و بیچاره‌ها شد. ولی ثروتمندان مرتکب گناه (رشوه و ربا ...) می‌شوند؟! طبق روایت، زلزله بلایی برای عبرت گناهکاران است؛ اما زلزله‌ی اخیر گربانگیر بدبخت و بیچاره‌ها شد. ولی ثروتمندان مرتکب گناه (رشوه و ربا ...) می‌شوند؟! ادامه ...
توسل ترامپ به مکانیسم ماشه در سناریوی برجام علیه برجام توسل ترامپ به مکانیسم ماشه در سناریوی برجام علیه برجام ادامه ...
هیچ کس تماشاچی نمونه، همه بیان وسط هیچ کس تماشاچی نمونه، همه بیان وسط ادامه ...
ژئوپلیتیک قومی ـ مذهبی میانمار/ قدرت در برابر حقوق بشر ژئوپلیتیک قومی ـ مذهبی میانمار/ قدرت در برابر حقوق بشر ادامه ...
غربی‌ها نمی‌خواهند منطقه آرام باشد؛
رفراندوم کردستان پروژه نوین جهان غرب برای دوران پساداعش غربی‌ها نمی‌خواهند منطقه آرام باشد؛ رفراندوم کردستان پروژه نوین جهان غرب برای دوران پساداعش ادامه ...
نشست نقد و بررسی آرای برونو لاتور؛ علم هیچ سوال معرفت شناختی مطرح نمی کند/ من پراگماتیست هستم نشست نقد و بررسی آرای برونو لاتور؛ علم هیچ سوال معرفت شناختی مطرح نمی کند/ من پراگماتیست هستم ادامه ...
شعارهای تجمع مقبره کوروش فاشیستی بود/ پیوند فاشیسم و لیبرالیسم شعارهای تجمع مقبره کوروش فاشیستی بود/ پیوند فاشیسم و لیبرالیسم ادامه ...
استاد فلسفه پروفسور جان کوزی: آمریکا خشن است؛ نه به خاطر اسلحه استاد فلسفه پروفسور جان کوزی: آمریکا خشن است؛ نه به خاطر اسلحه ادامه ...
***- دکتر نیلوفر چینی چیان - «نقش و جایگاه گفتمان عدالت در سیاست‌ورزی» - (بخش ششم / پرواز عدالت – سده میانی)                                       ***- دکتر نیلوفر چینی چیان - «نقش و جایگاه گفتمان عدالت در سیاست‌ورزی» - (بخش ششم / پرواز عدالت – سده میانی) ادامه ...
«باز روایت مناظره جامعه‌گرایان – لیبرال‌ها؛ راهی برای فهم دیگری » - موضوع نشست مرکز مطالعات  خاورمیانه  - گروه روندها فکری (بخش دوم / پایانی) «باز روایت مناظره جامعه‌گرایان – لیبرال‌ها؛ راهی برای فهم دیگری » - موضوع نشست مرکز مطالعات خاورمیانه - گروه روندها فکری (بخش دوم / پایانی) ادامه ...
آخرین وضعیت بررسی لایحه آخرین وضعیت بررسی لایحه "قانون جامع انتخابات" ادامه ...
کدخدایی: طرح اصلاح قانون انتخابات شوراها در شورای نگهبان تایید شد کدخدایی: طرح اصلاح قانون انتخابات شوراها در شورای نگهبان تایید شد ادامه ...
ابطال آرای منتخبان شورای شهر در برخی شهرها + جزئیات ابطال آرای منتخبان شورای شهر در برخی شهرها + جزئیات ادامه ...
۱۴ صندوق تهران مجددا کنترل می‌شود ۱۴ صندوق تهران مجددا کنترل می‌شود ادامه ...
چمران: تاکید هیات نظارت بر بازشماری ۱۰درصدصندوق‌های انتخابات شورای تهران چمران: تاکید هیات نظارت بر بازشماری ۱۰درصدصندوق‌های انتخابات شورای تهران ادامه ...
*** آمریکا: کره شمالی مایه دردسر است؛ تحریم‌ها تشدید شوند *** آمریکا: کره شمالی مایه دردسر است؛ تحریم‌ها تشدید شوند نمایش ...
خندوانه به سبک امریکایی خندوانه به سبک امریکایی نمایش ...
کشمیر - خالی کردن حرص نظامیان، با تخریب موتور سیکلت مردم کشمیر - خالی کردن حرص نظامیان، با تخریب موتور سیکلت مردم نمایش ...
شلیک پلیس امریکا به رهگذر بدون سلاح 2 شلیک پلیس امریکا به رهگذر بدون سلاح 2 نمایش ...
شلیک پلیس امریکا به رهگذر بدون سلاح 1 شلیک پلیس امریکا به رهگذر بدون سلاح 1 نمایش ...
سیل فرانسه - پاریس سیل فرانسه - پاریس نمایش ...

■ آیا پیامبر اسلام به شهادت رسید یا به مرگ طبیعی از دنیا رفت؟+ زیارت حضرت از راه دور

 نسخه قابل چاپ

 ارسال به دوستان

26 آبان 1396 - 00:00:00

ماجرای مسموم شدن پیامبر(ص) توسط زن یهودی

 

ایران پی ان -  دین، معارف - اندیشه: یکی از آسیب‌های مسایل تاریخی آن است که برخی از رخدادها ابهام دارد و از شفافیت لازم برخوردار نیست؛ از این رو قضاوت درباره آن‌ها مشکل است. تاریخ زندگی پیامبر(ص) نیز از این قاعده مستثنا نیست و بخشی از آن فاقد شفافیت می‌باشد؛ از این رو است که دانشمندان سنی و شیعی در خصوص تاریخ ولادت ایشان اختلاف نظر دارند که دوازدهم ربیع الاول است و یا هفدهم آن  .

به گزارش ایسنا, یکی از مسایلی که ابهام دارد، آن است که "آیا حضرت به مرگ طبیعی از دنیا رفت و یا شهید شد1"؟ در ذیل به برخی نقل قول‌ها در این زمینه و پاسخ‌هایی که به آنها داده شده اشاره می‌کنیم:

در برخی از متون آمده است: «گروهی، زنِ یکی از اشراف یهود را به نام زینب فریب دادند که پیامبر را از طریق غذا مسموم سازد. نقشه وی از این قرار بود که آن زن، کسی را خدمت یکی از یاران پیامبر فرستاد و از او پرسید که پیامبر اسلام کدام عضو از گوسفند را بیشتر دوست می‌دارد. او در پاسخ گفت: ذراع گوسفند مطبوع‌ترین عضو برای پیامبر است. زینب، گوسفندی را بریان کرد و آن را مسموم ساخت، و بیش از همه در ذراع آن سم داخل نمود و به عنوان هدیه خدمت پیامبر فرستاد. پیامبر نخستین لقمه‌ای را که به دهان گذارد، احساس کرد مسموم است. فوراً آن را از دهان در آورد، ولی کسی که با ایشان غذا می‌خورد، یعنی «بشر بن براء معرور» که از روی غفلت چند لقمه خورده بود؛ پس از مدتی بر اثر سم درگذشت. پیامبر دستور داد زینب را احضار کردند و به او گفت: چرا چنین جفایی را بر من روا داشتی؟! وی در پاسخ گفت: تو اوضاع قبیله ما را هم بر هم زدی، من با خود فکر کردم که اگر فرمانروا باشی، با خوردن این سم از بین خواهی رفت، و اگر پیامبر خدا باشی، قطعاً از آن اطلاع یافته و از خوردن آن خودداری خواهی نمود.

ابن اسحاق گزارش می‌دهد: «رسول خدا در معرض وفات خود به «امّ بشر» دختر «براء بن معرور» که برای عیادت وی آمده بود، گفت: از همان خوراکی که با برادرت در «خیبر» خورده، اکنون رگ دلم قطع می‌شود. بدین جهت مسلمانان رسول خدا را علاوه بر افتخارات نبوّت دارای مقام شهادت هم می‌دانستند.

با توجه به مطالب مذکور باید گفت:

1) از برخی روایات و متون دینی استفاده می‌شود که پیامبر(ص) در جنگ خیبر مسموم شده و این مسمومیت در بیماری پیامبر مؤثر بوده است. برخی گفته‌اند: معروف این است که پیامبر در کسالت وفات خود می‌فرمود: این بیماری از آثار غذای مسمومی است که آن زن یهودی خورانده است.

شاید به خاطر همین روایات و متون تاریخی بوده که پیامبر(ص) را نیز دارای مقام شهادت می‌دانستند، همان گونه که ابن هشام تصریح نموده است.

در برخی روایات نیز اشاره شده که مسمومیت پیامبر در رحلت او تأثیرگذار بوده است، از این رو حضرت در هنگام رحلت با اشاره به مسمومیت خویش در خیبر می‌فرمود: «نیست پیامبر و وصی مگر این که شهید شود».

2) در خصوص این که به پیامبر(ص) شهید گفته نمی‌شود، شاید بدان جهت باشد که مسایل تاریخی ابهام دارد و یا سند برخی از روایات اشکال دارد. طبیعی است چیزهایی را می‌توان به ساحت مقدّس پیامبر نسبت داد که شبهه و ابهام نداشته باشد. از سوی دیگر دقیقاً مشخص نیست که مسمومیت، چقدر در رحلت پیامبر تأثیرگذار بوده؛ زیرا مسمومیت در سال هفتم هجری بوده، ولی رحلت پیامبر در سال 11 هجری اتفاق افتاده و این فاصله زمانی حکایت از آن دارد که مسمومیت عامل اصلی رحلت پیامبر نبوده است. اگر مسمومیت علت اصلی رحلت پیامبر(ص) بود، باید پیامبر بعد از مسمومیت از دنیا می‌رفت، همان گونه که «بشر بن براء» که از گوشت همان گوسفند خورده بود، فوت کرد.

3) در خصوص صحت و عدم صحت اقوال درباره رحلت و یا شهادت پیامبر(ص) نمی‌توان قضاوت نمود،‌ زیرا داوری درباره مسایل تاریخی مبهم، مشکل است. از متون تاریخی استفاده می‌شود که پیامبر توسط زن یهودیه مسموم شده است. حال پیامبر(ص) در اثر مسمومیت از دنیا رفت یا نه، مشخص نیست.

در ادامه به مناسبت رحلت آخرین پیامبر خداوند حضرت محمدبن عبدالله(ص) بخشی از زندگینامه آن حضرت را مرور می‌کنیم2:

گذری بر زندگینامه رسول مهر و رحمت:

نام: محمد بن عبد الله

حضرت محمد (ص) در تورات و برخی کتب آسمانی «احمد» نامیده شده است. آمنه، دختر وهب، مادر حضرت محمد (ص) پیش از نامگذاریِ فرزندش توسط عبدالمطلب به محمّد، وی را «احمد» نامیده بود.

کنیه: ابوالقاسم و ابوابراهیم.

القاب: رسول اللّه، نبی اللّه، مصطفی، محمود، امین، امّی، خاتم، مزّمل، مدّثر، نذیر، بشیر، مبین، کریم، نور، رحمت، نعمت، شاهد، مبشّر، منذر، مذکّر، یس، طه‏ و...

منصب: آخرین پیامبر الهی، بنیان‏گذار حکومت اسلامی و نخستین معصوم در دین مبین اسلام.

تاریخ ولادت حضرت محمد (ص): روز جمعه، هفدهم ربیع الاول عام الفیل برابر با سال 570 میلادی (به روایت شیعه). بیشتر علمای اهل سنّت تولد آن حضرت را روز دوشنبه دوازدهم ربیع الاول آن سال دانسته‏‌اند.

عام الفیل، همان سالی است که ابرهه، با چندین هزار مرد جنگی از یمن به مکه یورش آورد تا خانه خدا (کعبه) را ویران سازد و همگان را به مذهب مسیحیت وادار سازد؛ اما او و سپاهیانش که در مکه با تهاجم پرندگانی به نام ابابیل مواجه شده، به هلاکت رسیدند و به اهداف شوم خویش نایل نیامدند. آنان چون سوار بر فیل بودند، آن سال به سال فیل (عام الفیل) معروف گشت.

محل تولد: مکه معظمه، در سرزمین حجاز.

مادر ایشان آمنه، دختر وهب بن عبد مناف. این بانوی جلیل القدر، در طهارت و تقوا در میان بانوان قریشی، کم‏ نظیر و سرآمد همگان بود. وی پس از تولد حضرت محمّد(ص) دو سال و چهارماه و به روایتی شش سال زندگی کرد و سرانجام، در راه بازگشت از سفری که به همراه تنها فرزندش، حضرت محمّد(ص) و خادمه‏‌اش، ام ایمن جهت دیدار با اقوام خویش عازم یثرب (مدینه) شده بود، در مکانی به نام «ابواء» بدرود حیات گفت و در همان جا مدفون گشت و چون عبدالله، پدر حضرت محمد(ص) دو ماه (و به روایتی هفت ماه) پیش از ولادت فرزندش از دنیا رفته بود، کفالت آن حضرت را جدش، عبدالمطلب به عهده گرفت. نخست وی را به ثویبه (آزاد شده ابولهب) سپرد تا وی را شیر دهد و از او نگه‏داری کند؛ اما پس از مدتی وی را به حلیمه، دختر عبدالله بن حارث سعدیه واگذار کرد. حلیمه گرچه دایه آن حضرت بود، اما به مدت پنج سال برای وی مادری کرد.

نسب پدری حضرت محمد (ص): عبدالله بن عبدالمطلب (شیبة الحمد) بن هاشم (عمرو) بن عبدمناف بن قصّی بن کلاب بن مرّة بن کعب بن لویّ بن غالب بن فهر بن مالک بن نضر (قریش) بن کنانة بن خزیمة بن مدرکة بن الیاس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان.

مدت رسالت و زمامداری: از 27 رجب سال چهلم عام الفیل (610 میلادی)، که در سن چهل سالگی به رسالت مبعوث شده بود، تا 28 صفر سال یازدهم هجری، که رحلت فرمود، به مدت 23 سال عهده‏‌دار امر رسالت و نبوت بود. حضرت محمد (ص) علاوه بر رسالت، به مدت 10 سال امر زعامت و زمامداری مسلمانان را پس از مهاجرت به مدینه طیبه بر عهده داشت.

همسران ایشان: ذکر شده که ایشان 12همسر داشتند و نخستین زنی که افتخار همسری حضرت محمد (ص) را یافت، خدیجه بنت خویلد بود. حضرت محمّد(ص) پیش از رسیدن به مقام رسالت، در سن 25 سالگی با این بانوی بزرگوار ازدواج نمود. خدیجه کبری (س) با موقعیت و اموال خویش، خدمات شایانی به پیامبر اکرم(ص) در اظهار رسالتش کرد. این بانوی بزرگ، از افتخارات زنان عالم است و در ردیف بانوان قدسی، همانند مریم و آسیه، قرار دارد. حضرت محمد (ص) به احترام خدیجه کبری (س) تا هنگامی که وی زنده بود، با هیچ زن دیگری ازدواج نکرد. همو بود که دردها و رنج‏‌های پیامبر(ص) را، که سران شرک و کفر متوجه آن حضرت می‏‌کردند، تسلّی داده و او را در رسالت و نبوتش یاری می‏‌داد.

فرزندان حضرت محمد (ص):

الف) پسران آن حضرت:

1. قاسم. او پیش از بعثت پیامبر اکرم(ص) تولد یافت. از این رو پیامبر(ص) را ابوالقاسم نامیدند.

2. عبدالله. این کودک چون پس از بعثت به دنیا آمده بود، وی را «طیّب» و «طاهر» می‏‌گفتند.

3. ابراهیم. او در اواخر سال هشتم هجری متولد شد و در رجب سال دهم هجری وفات یافت.

عبدالله و قاسم از خدیجه کبری (س) و ابراهیم از ماریه قبطیه متولد شدند. و هر سه آنان در سنین کودکی از دنیا رفتند.

ب) دختران حضرت محمد (ص):

1. زینب (س). 2. رقیه (س). 3. ام کلثوم (س). 4. فاطمه زهرا (س).

دختران حضرت محمد (ص) همگی از حضرت خدیجه(س) متولد شدند و تمام فرزندان رسول خدا(ص) جز فاطمه زهرا (س) پیش از رحلت آن حضرت، از دنیا رفته بودند. تنها فرزندی که از آن حضرت در زمان رحلتش باقی مانده بود، فاطمه زهرا(س)، آخرین دختر وی بود. این بانوی مکرّمه، افتخار بانوان عالم، بلکه همه انسان‏ها و مورد تقدیس و تکریم فرشتگان عرشی است. همو است که مادر سبطین و امّ الأئمة المعصومین(ع) است.

گرچه پیامبر اسلام(ص) به تمام خاندان مؤمن خویش علاقه‏‌مند بود، اما در میان همسرانش بیش از همه، به خدیجه کبری (س) و در میان فرزندانش بیش از همه، به فاطمه زهرا (س) علاقه‏‌مند بوده و اظهار محبت و لطف می‌فرمود.

آغاز بعثت:

محمد امین (ص) قبل از شب 27 رجب در غار حرا به عبادت خدا و راز و نیاز با آفریننده جهان می‌پرداخت و در عالم خواب رؤیاهایی می‌دید، راستین و برابر با عالم واقع. روح بزرگش برای پذیرش وحی - کم کم - آماده می‌شد.

در آن شب بزرگ جبرئیل فرشته وحی مأمور شد آیاتی از قرآن را بر محمد (ص) بخواند و او را به مقام پیامبری مفتخر سازد. سن محمد (ص) در این هنگام 40 سال بود. در سکوت و تنهایی و توجه خاص به خالق یگانه جهان جبرئیل از محمد (ص) خواست این آیات را بخواند: " اقرأ باسم ربک الذی خلق" این آیات سرآغاز مأموریت بسیار توانفرسا و مشکلش بود.

ویژگی‌های اخلاقی و رفتاری رسول خدا:

در وصف رفتار و صفات پیامبر (ص) گفته‌اند که اغلب خاموش بود و جز در حد نیاز سخن نمی‌گفت. هرگز تمام دهان را نمی‌گشود، بیشتر تبسم داشت و هیچ گاه به صدای بلند نمی‌خندید، چون به سوی کسی می‌خواست روی کند، با تمام تن خویش بر می‌گشت. به پاکیزگی و خوشبویی بسیار علاقه‌مند بود، چندانکه چون از جایی گذر می‌کرد، رهگذران پس از او، از اثر بوی خوش، حضورش را در می‌یافتند. در کمال سادگی می‌زیست، بر زمین می‌نشست و بر زمین خوراک می‌خورد و هرگز تکبر نداشت. هیچ گاه تا حد سیری غذا نمی‌خورد و در بسیاری موارد، به ویژه آنگاه که تازه به مدینه درآمده بود، گرسنگی را پذیرا بود. با اینهمه، چون راهبان نمی‌زیست و خود می‌فرمود که از نعمت‌های دنیا به حد، بهره گرفته، هم روزه داشته، و هم عبادت کرده است. رفتار او با مسلمانان و حتی با متدینان به دیگر ادیان‌، روشی مبنتی بر شفقت و بزرگواری و گذشت و مهربانی بود. سیرت و زندگی او چنان مطبوع دل مسلمانان بود که تا جزئی‌ترین گوشه‌های آن را سینه به سینه نقل می‌کردند و آن را امروز هم سرمشق زندگی و دین خود قرار می‌دهند.

تاریخ و سبب رحلت و محل دفن ایشان:

در اوایل سال 11 ق، بیماری و رحلت پیامبر (ص) پیش آمد. چون بیماری پیامبر (ص) سخت شد، به منبر رفت و مسلمانان را به مهربانی با یکدیگر سفارش فرمود و گفت اگر کسی را حقی بر گردن من است بستاند، یا حلال کند و اگر کسی را آزرده‌ام اینک برای تلافی آماده‌ام. وفات پیامبر (ص) در 28 صفر سال 11 ق، یا به روایتی در 12 ربیع الاول همان سال در 63 سالگی روی داد. در آن وقت از فرزندان او جز حضرت فاطمه (ع) کسی زنده نبود. دیگر فرزندانش، از جمله ابراهیم که یکی دو سال پیش از وفات پیامبر‌(ص) به دنیا آمد، همگی درگذشته بودند. پیکر مطهر پیامبر(ص) را حضرت علی (ع) به یاری چند تن دیگر از خاندان او غسل داد و کفن کرد و در خانه‌اش که اینک داخل در مسجد مدینه است به خاک سپردند.

منابع:

1- مرکز ملی پاسخگویی به مسائل دینی

2- زندگانی حضرت محمد(ص)، رسولی محلاتی

* داستان‌ها و درس‌هایی از زندگی پیامبر اسلام (ص)، تدوین مرتضی نظری

* سیری در تاریخ صدر اسلام، حشمت الله قنبری همدانی

و...

زیارت پیامبر (ص) از راه دور 

در ایام پایانی ماه صفر که ایام حزن و اندوه خاندان پیامبر (ص) است، اعمالی سفارش شده که یکی از آن‌ها قرائت زیارت پیامبر اکرم (ص) در بیست و هشتم این ماه سالروز وفات آن حضرت است.

متن زیارت پیامبر اکرم (ص) به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

به نام خداوند بخشنده بخشاینده

اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلا اللّهُ وَحْدَهُ لا شَریکَ لَهُ وَاَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ 

گواهی دهم که معبودی جز خدای یگانه نیست که شریکی ندارد و گواهی دهم که محمد بنده و رسول او است 

وَ اَنَّهُ سَیِّدُ الاْوَّلینَ وَالاْ خِرینَ وَاَنَّهُ سَیِّدُ الاْنْبِیاءِ وَالْمُرْسَلینَ 

و او آقای اولین و آخرین است و هم او آقای همه پیمبران و رسولان است

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَیْهِ وَعَلی اَهْلِ بَیْتِهِ الاَئِمَّةِ الطَّیِّبینَ

خدایا درود فرست بر او و بر خاندانش امامان پاکیزه

پس بگو:

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا رَسُولَ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا خَلیلَ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا نَبِیَّ

سلام بر تو ای رسول خدا سلام بر تو ای خلیل خدا سلام بر تو ای پیمبر

اللّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا صَفِیَّ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا رَحْمَةَ اللّهِ اَلسَّلامُ

خدا سلام بر تو ای برگزیده خدا سلام بر تو ای رحمت خدا سلام

عَلَیْکَ یا خِیَرَةَ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا حَبیبَ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا

بر تو ای انتخاب شده از جانب خدا سلام بر تو ای دوست خدا سلام بر تو ای

نَجیبَ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا خاتَِمَ النَّبِیّینَ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا سَیِّدَ

بنده نجیب خدا سلام بر تو ای خاتم پیمبران سلام بر تو ای آقای

الْمُرْسَلینَ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا قآئِما بِالْقِسْطِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا فاتِحَ

رسولان سلام بر تو ای که پایداری به عدالت سلام بر تو ای خیرگشا

الْخَیْرِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا مَعْدِنَ الْوَحْیِ وَالتَّنْزیلِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا

سلام بر تو ای مرکز وحی و تنزیل سلام بر تو ای

مُبَلِّغا عَنِ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا السِّراجُ الْمُنیرُ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا

رساننده از خدا سلام بر تو ای چراغ تابناک سلام بر تو ای

مُبَشِّرُ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا نَذیرُ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا مُنْذِرُ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا

مژده ده سلام بر تو ای بیم ده سلام بر تو ای ترساننده سلام بر تو ای

نُورَ اللّهِ الَّذی یُسْتَضآءُ بِهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ وَعَلی اَهْلِ بَیْتِکَ الطَّیِّبینَ

نور خدا که بدان روشنی جویند سلام بر تو و بر خاندان پاک

الطّاهِرینَ الْهادینَ الْمَهْدِیّینَ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ وَعَلی جَدِّکَ عَبْدِ

و پاکیزه و راهنمای راه یافته‌ات سلام بر تو و بر جدت

المُطَّلِبِ وَعَلی اَبیکَ عِبْدِ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلی اُمِّکَ آمِنَةَ بِنْتِ وَهَبٍ

عبدالمطلب و بر پدرت عبداللّه سلام بر مادرت آمنه دختر وهب

اَلسَّلامُ عَلی عَمِّکَ حَمْزَةَ سَیِّدِ الشُّهَدآءِ اَلسَّلامُ عَلی عَمِّکَ الْعَبّاسِ

سلام بر عمویت حمزه سیدالشهداء سلام بر عمویت عباس

بْنِ عَبْدِالمُطَّلِبِ اَلسَّلامُ عَلی عَمِّکَ وَکَفیلِکَ اَبیطالِبٍ اَلسَّلامُ عَلی

فرزند عبدالمطلب سلام بر عمویت و سرپرستت ابوطالب سلام بر

ابْنِ عَمِّکَ جَعْفَرٍ الطَّیّارِ فی جِنانِ الْخُلْدِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا مُحَمَّدُ

عموزاده‌ات جعفر که در خلد برین پرواز کند سلام بر تو ای محمد

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَحْمَدُ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا حُجَّةَ اللّهِ عَلَی الاْوَّلینَ

سلام بر تو ای احمد سلام بر تو ای حجت خدا بر اولین

وَالاْخِرینَ وَالسّابِقَ اِلی طاعَةِ رَبِّ الْعالَمینَ وَالْمُهَیْمِنِ عَلی رُسُلِهِ

و آخرین و پیشرو بسوی فرمانبرداری پروردگار جهانیان و نگهبان بر رسولانش

وَالْخاتَِمَ لاِنْبِیآئِهِ وَالشّاهِدَ عَلی خَلْقِهِ وَالشَّفِیعَ اِلَیْهِ وَالْمَکینَ لَدَیْهِ

و خاتم پیمبرانش و گواه بر خلقش و شفیع درگاهش و ارجمند در پیشش

وَالْمُطاعَ فی مَلَکُوتِهِ الاْحْمَدَ مِنَ الاْوْصافِ الْمُحَمَّدَ لِسآئِرِ

و فرمانروا در عالم ملکوتش آن ستوده در اوصاف و پسندیده در هر

الاْشْرافِ الْکَریمَ عِنْدَ الرَّبِّ وَالْمُکَلَّمَ مِنْ وَرآءِ الْحُجُبِ الْفآئِزَ

شرافت و بزرگوار در پیشگاه پروردگار و طرف مکالمه (خدا) از پس پرده‌های غیب

بِالسِّباقِ وَالْفائِتَ عَنِ اللِّحاقِ تَسْلیمَ عارِفٍ بِحَقِّکَ مُعْتَرِفٍ

آنکه گوی سبقت را ربوده و در مسابقه فضیلت کسی به او نرسد (سلام دهم بر تو) سلام کسی که شناسای به حق تو و معترف

بِالتَّقْصیرِ فی قِیامِهِ بِواجِبِکَ غَیْرِ مُنْکِرٍ مَا انْتَهی اِلَیْهِ مِنْ فَضْلِکَ

به کوتاهی کردن در قیام به وظیفه واجب نسبت به تو است انکار نکند آنچه از فضل تو به او رسیده

مُوقِنٍ بِالْمَزیداتِ مِنْ رَبِّکَ مُؤْمِنٍ بِالْکِتابِ الْمُنْزَلِ عَلَیْکَ مُحَلِّلٍ

و یقین دارد به فزون بخشی‌های پروردگار در باره تو ایمان دارد به کتابی که بر تو نازل گشته حلال شمرد

حَلالَکَ مُحَرِّمٍ حَرامَکَ اَشْهَدُ یا رَسُولَ اللّهِ مَعَ کُلِّ شاهِدٍ وَاَتَحَمَّلُها

حلال تو را و حرام داند حرام تو را گواهی دهم ای رسول خدا با هر گواهی و به عهده گیرم این گواهی را

عَنْ کُلِّ جاحِدٍ اَنَّکَ قَدْ بَلَّغْتَ رِسالاتِ رَبِّکَ وَنَصَحْتَ لاُِمَّتِکَ

نیز از جانب هر منکری که براستی تو بخوبی رسالت‌های پروردگارت را رساندی و برای امتت خیرخواهی کردی

وَجاهَدْتَ فی سَبیلِ رَبِّکَ وَصَدَعْتَ بِاَمْرِهِ وَاحْتَمَلْتَ الاْذی فی

و در راه پروردگارت جهاد کردی و با بیان رسا دستورش را آشکارا گفتی و در راه او اذیت

جَنْبِهِ وَدَعَوْتَ اِلی سَبیلِهِ بِالْحِکْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ الْجَمیلَةِ

و آزار مردم را تحمل کردی و دعوت کردی مردم را به راه او بوسیله حکمت و پند نیکو و زیبا

وَاَدَّیْتَ الْحَقَّ الَّذی کانَ عَلَیْکَ وَاَنَّکَ قَدْ رَؤُفْتَ بِالْمُؤْمِنینَ وَغَلُظْتَ

و ادا کردی آن حقی را که به عهده داشتی و براستی تو نسبت به مؤمنان مهربان و نسبت به کافران

عَلَی الْکافِرینَ وَعَبَدْتَ اللّهَ مُخْلِصاً حَتّی اَتیکَ الْیَقینُ فَبَلَغَ اللّهُ بِکَ

سخت گیر بودی و پرستش کردی خدا را از روی اخلاص تا هنگامی که روز رحلتت فرا رسید پس خدایت برساند بدین سبب

اَشْرَفَ مَحَلِّ الْمُکَرَّمینَ وَاَعْلی مَنازِلِ الْمُقَرَّبینَ وَاَرْفَعَ دَرَجاتِ

به شریفترین مقام گرامیان و برترین منازل مقربان و بالاترین درجات

الْمُرْسَلینَ حَیْثُ لا یَلْحَقُکَ لاحِقٌ وَلا یَفُوقُکَ فائِقٌ وَلا یَسْبِقُکَ

رسولان آنجا که دست کسی به تو نرسد و برتری نجویدت برتری جوینده‌ای و پیشی نگیرد بر تو

سابِقٌ وَلا یَطْمَعُ فی اِدْراکِکَ طامِعٌ اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذیِ اسْتَنْقَذَنا بِکَ مِنَ

پیشی گیرنده‌ای و طمع نکند در ادراک مقامت طمع کننده‌ای ستایش خدائی را که ما را بوسیله تو از

الْهَلَکَةِ وَهَدانا بِکَ مِنَ الضَّلالَةِ وَنوَّرَنا بِکَ مِنَ الظُّلْمَةِ فَجَزاکَ اللّهُ

ورطه هلاکت نجات داد و بدست تو از گمراهی به راه راست هدایت فرمود و از تاریکی به روشنی درآورد پس خداوند پاداش نیکویت دهد

یا رَسُولَ اللّهِ مِنْ مَبْعُوثٍ اَفْضَلَ ما جازی نَبِیَّاً عَنْ اُمَّتِهِ وَرَسُولاً

ای رسول خدا در میان پیمبران به بهترین پاداشی را که پیمبری از امتش دریافت کند و رسولی

عَمَّنْ اُرْسِلَ اِلَیْهِ بَاَبی اَنْتَ وَاُمّی یا رَسُولَ اللّهِ زُرْتُکَ عارِفاً بِحَقِّکَ

از آنانکه بسوی آنها فرستاده شد بگیرد پدر و مادرم به فدایت ای رسول خدا زیارت کردم تو را با معرفت به حق تو

مُقِرّاً بِفَضْلِکَ مُسْتَبْصِراً بِضَلالَةِ مَنْ خالَفَکَ وَخالَفَ اَهْلَ بَیْتِکَ

و در حال اعتراف به فضل تو و بینا هستم به گمراهی کسانی که با تو و با اهل بیت تو مخالفت کردند

عارِفاً بِالْهُدَی الَّذی اَنْتَ عَلَیْهِ بِاَبی اَنْتَ وَاُمّی وَنَفْسی وَاَهْلی

آشنا هستم به هدایتی که تو برآنی پدرم و مادرم و خودم و خاندانم

وَمالی وَوَلَدی اَنَا اُصَلّی عَلَیْکَ کَما صَلَّی اللّهُ عَلَیْکَ وَصَلّی عَلَیْکَ

و مال و فرزندانم فدای تو باد بر تو درود فرستم هم چنانکه درود فرستاده خدا

مَلاَّئِکَتُهُ وَاَنْبِی آؤُهُ وَرُسُلُهُ صَلو ةً مُتَت ابِعَةً و افِرَةً مُتَو اصِلَةً لاَ انْقِطاعَ

و فرشتگان خدا و پیمبران او و رسولانش درودی پی درپی و شایان و پیوسته که نه منقطع گردد

لَها وَلا اَمَدَ وَلا اَجَلَ صَلَّی اللّهُ عَلَیْکَ وَعَلی اَهْلِ بَیْتِکَ الطَّیِّبینَ

و نه محدود به مدت و زمانی باشد درود فرستد خدا بر تو و بر خاندان پاک

الطّاهِرینَ کَما اَنْتُمْ اَهْلُهُ

و پاکیزه‌ات چنانچه شایسته آنید

پس دست‌ها را بگشا و بگو:

اَللّهُمَّ اجْعَلْ جَوامِعَ صَلَواتِکَ وَنَوامِیَ بَرَکاتِکَ وَفَواضِلَ خَیْراتِکَ وَشَرآئِفَ تَحِیّاتِکَ

خدایا قرار ده درودهای همه جانبه و برکت‌های فزون پذیر و خیرات فاضله و تحیت‌های شریفه

وَتَسْلیماتِکَ وَکَراماتِکَ وَرَحَماتِکَ وَصَلَواتِ مَلاَّئِکَتِکَ الْمُقَرَّبینَ

و سلام‌ها و کرامت‌ها و رحمت‌ها و درودهای فرشتگان مقربت

وَاَنْبِیآئِکَ الْمُرْسَلینَ وَاَئِمَّتِکَ الْمُنْتَجَبینَ وَعِبادِکَ الصّالِحینَ وَاَهْلِ

و پیمبران مرسلت و امامان برگزیده‌ات و بندگان شایسته‌ات و اهل

السَّمواتِ وَالاْرَضینَ وَمَنْ سَبَّحَ لَکَ یا رَبَّ الْعالَمینَ مِنَ الاْوَّلینَ

آسمانها و زمین‌هایت و هر که تسبیح تو را گوید ای پروردگار جهانیان از اولین

وَالاْخِرینَ عَلی مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ وَرَسُولِکَ وَشاهِدِکَ وَنَبِیِّکَ وَنَذیرِکَ

و آخرین (همه را قرار ده ) برای محمد بنده‌ات و رسولت و گواهت (بر خلق) و پیامبرت و بیم دهنده‌ات

وَاَمینِکَ وَمَکینِکَ وَنَجِیِّکَ وَنَجیبِکَ وَحَبیبِکَ وَخَلیلِکَ وَصَفیِّکَ

و امین تو (بر وحیت ) و بنده ارجمندت و برگزیده‌ات و انتخاب کرده‌ات و حبیبت و خلیلت

وَصَفْوَتِکَ وَخاصَّتِکَ وَخالِصَتِکَ وَ رَحْمَتِکَ وَخَیْرِ خِیَرَتِکَ مِنْ

و آن کس که به خلعت صفا و برگزیدگی مخصوصش داشته و ویژه خویش کردی و رحمتت و بهترین برگزیدگان از

خَلْقِکَ نَبِیِّ الرَّحْمَةِ وَخازِنِ الْمَغْفِرَةِ وَقآئِدِ الْخَیْرِ وَالْبَرَکَةِ وَمُنْقِذِ

خلقت پیامبر رحمت و خزینه دار آمرزش و پیشوای خیر و برکت و نجات دهنده

الْعِبادِ مِنَ الْهَلَکَةِ بِاِذْنِکَ وَداعیهِمْ اِلی دینِکَ الْقَیِّمِ بِاَمْرِکَ اَوَّلِ

بندگان از هلاکت به اذن تو و خواننده ایشان بسوی دین محکمت بدستور تو، آغاز

النَّبِیّینَ میثاقاً وَآخِرِهِمْ مَبْعَثاً الَّذی غَمَسْتَهُ فی بَحْرِ الْفَضیلَةِ

پیمبران در روز میثاق و پایانشان از نظر بعثت آنکه او را فرو بردی در دریای فضیلت

وَالْمَنْزِلَةِ الْجَلیلَةِ وَالدَّرَجَةِ الرَّفیعَهِ وَالْمَرْتَبَةِ الْخَطیرَهِ وَاَوْدَعْتَهُ

و مقام شامخ و درجه بلند و رتبه بس شایان و به ودیعت نهادی او را

الاْصْلابَ الطّاهِرَةَ وَنَقَلْتَهُ مِنْها اِلَی الاْرْحامِ الْمُطَهَّرَةِ لُطْفاً مِنْکَ لَهُ

در صلب‌های پاک و انتقالش دادی از آنها به رحم‌های پاکیزه از روی لطفی که نسبت به او داشتی

وَتَحَنُّناً مِنْکَ عَلَیْهِ اِذْ وَکَّلْتَ لِصَوْنِهِ وَحِراسَتِهِ وَحِفْظِهِ وَحِیاطَتِهِ مِنْ

و مهری که به او ورزیدی که موکل کردی برای حفاظت و حراست و نگهداری و دربرداشتش از

قُدْرَتِکَ عَیْناً عاصِمَةً حَجَبْتَ بِها عَنْهُ مَدانِسَ الْعَهْرِ وَمَعآئِبَ

قدرت خویش دیده بانی نگهدارنده که جلوگیری کردی بدان وسیله از او آلودگی‌های هرزگی و معایب

السِّفاحِ حَتّی رَفَعْتَ بِهِ نَواظِرَ الْعِبادِ وَاَحْیَیْتَ بِهِ مَیْتَ الْبِلادِ بِاَنْ

زناکاری را تا اینکه بلند کردی به او دیدگان بندگان را و زنده کردی بدو سرزمین‌های مرده را به اینکه

کَشَفْتَ عَنْ نُورِ وِلادَتِهِ ظُلَمَ الاْسْتارِ وَاَلْبَسْتَ حَرَمَکَ بِهِ حُلَلَ

برطرف کردی از نور ولادتش پرده‌های تاریک را و پوشاندی به حرم خودت به وسیله‌اش خلعت‌های

الاْنْوارِ اَللّهُمَّ فَکَما خَصَصْتَهُ بِشَرَفِ هذِهِ الْمَرْتَبَةِ الْکَریمَةِ وَذُخْرِ

روشنی و انوار خدایا همچنانکه او را مخصوص داشتی به شرافت این مرتبه گرامی و ذخیره کردن

هذِهِ الْمَنْقَبَةِ الْعَظیمَةِ صَلِّ عَلَیْهِ کَما وَفی بِعَهْدِکَ وَبَلَّغَ رِسالاتِکَ

این منقبت بزرگ درود فرست بر او چنانچه به عهدت وفا کرد و رسالت‌های تو را تبلیغ کرد

وَقاتَلَ اَهْلَ الْجُحُودِ عَلی تَوْحیدِکَ وَقَطَعَ رَحِمَ الْکُفْرِ فی اِعْزازِ

و در راه پیشرفت توحید تو با منکرانت پیکار کرد و برای سربلند کردن دین تو خویشی خود را با اهل کفر قطع کرد

دینِکَ وَلَبِسَ ثَوْبَ الْبَلْوی فی مُجاهَدَةِ اَعْدآئِکَ وَاَوْجَبْتَ لَهُ بِکُلِّ

و به تن کرد جامه بلا را برای جهاد کردن با دشمنانت و تو نیز در مقابل هر

اَذًی مَسَّهُ اَوْ کَیْدٍ اَحَسَّ بِهِ مِنَ الْفِئَةِ الَّتی حاوَلَتْ قَتْلَهُ فَضیلَةً تَفُوقُ

اذیتی که به او رسید یا هرنقشه‌ای که احساس کرد از دشمنی که قصد کشتنش را داشتند فضیلتی برای او واجب

الْفَضآئِلَ وَ یَمْلِکُ بِهَا الْجَزیلَ مِنْ نَوالِکَ وَقَدْ اَسَرَّ الْحَسْرَةَ وَاَخْفَی

کردی که برتری جوید بر سایر فضائل و دارا شود بدان عطای شایانت را که براستی آن بزرگوار حسرت خود را نهان داشت

الزَّفْرَةَ وَتَجَرَّعَ الْغُصَّةَ وَلَمْ یَتَخَطَّ ما مَثَّلَ لَهُ وَحْیُکَ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَیْهِ

و شراره‌های اندوه جان فرسا را پنهان کرد و جرعه‌های غصه را فرو داد و از آنچه وحی تو برایش معین کرده بود پافراتر نگذاشت خدایا درود

وَعَلی اَهْلِ بَیْتِهِ صَلوةً تَرْضاها لَهُمْ وَبَلِّغْهُمْ مِنّا تَحِیَّةً کَثیرَةً وَسَلاماً

فرست بر او و بر خاندانش درودی که خودت برای آنها بپسندی و برسان از ما به آنها تحیتی بسیار و سلامی

وَآتِنا مِنْ لَدُنْکَ فی مُوالاتِهِمْ فَضْلاً وَاِحْساناً وَرَحْمَةً وَغُفْراناً اِنَّکَ

کامل و بده به ما از جانب خود در دوستی ایشان فزونی نعمت و احسان و رحمت و آمرزشی که براستی توئی

ذُوالْفَضْلِ الْعَظیمِ

صاحب فضل بزرگ

 

 


Advertisment