04:53
30 دي 1396
2018.Jan.20

تحلیلی اجمالی بر وقایع اخیر، از منظری دیگر تحلیلی اجمالی بر وقایع اخیر، از منظری دیگر ادامه ...
ضد انقلاب‌های وطن فروش، همیشه حق اعتراضات و مطالبات مدنی این مردم را سلب نموده‌اند ضد انقلاب‌های وطن فروش، همیشه حق اعتراضات و مطالبات مدنی این مردم را سلب نموده‌اند ادامه ...
حسام رضایی - راهی که به ترکستان است! حسام رضایی - راهی که به ترکستان است! ادامه ...
آیت‌الله حائری شیرازی رحمة الله علیه: تفکر - استعمار نو و تعطیل فکر آیت‌الله حائری شیرازی رحمة الله علیه: تفکر - استعمار نو و تعطیل فکر ادامه ...
از نماز تا اربعین – تداوم، پویایی و ثمر بخشی هر حرکت درستی، در گرو سه عامل است. از نماز تا اربعین – تداوم، پویایی و ثمر بخشی هر حرکت درستی، در گرو سه عامل است. ادامه ...
لحظه وداع پیامبر (ص) با حضرت زهرا(س) چه گذشت؟ لحظه وداع پیامبر (ص) با حضرت زهرا(س) چه گذشت؟ ادامه ...
طبق روایت، زلزله بلایی برای عبرت گناهکاران است؛ اما زلزله‌ی اخیر گربانگیر بدبخت و بیچاره‌ها شد. ولی ثروتمندان مرتکب گناه (رشوه و ربا ...) می‌شوند؟! طبق روایت، زلزله بلایی برای عبرت گناهکاران است؛ اما زلزله‌ی اخیر گربانگیر بدبخت و بیچاره‌ها شد. ولی ثروتمندان مرتکب گناه (رشوه و ربا ...) می‌شوند؟! ادامه ...
نشست نقد و بررسی آرای برونو لاتور؛ علم هیچ سوال معرفت شناختی مطرح نمی کند/ من پراگماتیست هستم نشست نقد و بررسی آرای برونو لاتور؛ علم هیچ سوال معرفت شناختی مطرح نمی کند/ من پراگماتیست هستم ادامه ...
شعارهای تجمع مقبره کوروش فاشیستی بود/ پیوند فاشیسم و لیبرالیسم شعارهای تجمع مقبره کوروش فاشیستی بود/ پیوند فاشیسم و لیبرالیسم ادامه ...
استاد فلسفه پروفسور جان کوزی: آمریکا خشن است؛ نه به خاطر اسلحه استاد فلسفه پروفسور جان کوزی: آمریکا خشن است؛ نه به خاطر اسلحه ادامه ...
***- دکتر نیلوفر چینی چیان - «نقش و جایگاه گفتمان عدالت در سیاست‌ورزی» - (بخش ششم / پرواز عدالت – سده میانی)                                       ***- دکتر نیلوفر چینی چیان - «نقش و جایگاه گفتمان عدالت در سیاست‌ورزی» - (بخش ششم / پرواز عدالت – سده میانی) ادامه ...
«باز روایت مناظره جامعه‌گرایان – لیبرال‌ها؛ راهی برای فهم دیگری » - موضوع نشست مرکز مطالعات  خاورمیانه  - گروه روندها فکری (بخش دوم / پایانی) «باز روایت مناظره جامعه‌گرایان – لیبرال‌ها؛ راهی برای فهم دیگری » - موضوع نشست مرکز مطالعات خاورمیانه - گروه روندها فکری (بخش دوم / پایانی) ادامه ...
رئیس خانه احزاب کشور:
نگاه فعلی به احزاب کنترلی است/ دولت بودجه احزاب را نداد رئیس خانه احزاب کشور: نگاه فعلی به احزاب کنترلی است/ دولت بودجه احزاب را نداد ادامه ...
آخرین وضعیت بررسی لایحه آخرین وضعیت بررسی لایحه "قانون جامع انتخابات" ادامه ...
کدخدایی: طرح اصلاح قانون انتخابات شوراها در شورای نگهبان تایید شد کدخدایی: طرح اصلاح قانون انتخابات شوراها در شورای نگهبان تایید شد ادامه ...
ابطال آرای منتخبان شورای شهر در برخی شهرها + جزئیات ابطال آرای منتخبان شورای شهر در برخی شهرها + جزئیات ادامه ...
۱۴ صندوق تهران مجددا کنترل می‌شود ۱۴ صندوق تهران مجددا کنترل می‌شود ادامه ...
*** آمریکا: کره شمالی مایه دردسر است؛ تحریم‌ها تشدید شوند *** آمریکا: کره شمالی مایه دردسر است؛ تحریم‌ها تشدید شوند نمایش ...
خندوانه به سبک امریکایی خندوانه به سبک امریکایی نمایش ...
کشمیر - خالی کردن حرص نظامیان، با تخریب موتور سیکلت مردم کشمیر - خالی کردن حرص نظامیان، با تخریب موتور سیکلت مردم نمایش ...
شلیک پلیس امریکا به رهگذر بدون سلاح 2 شلیک پلیس امریکا به رهگذر بدون سلاح 2 نمایش ...
شلیک پلیس امریکا به رهگذر بدون سلاح 1 شلیک پلیس امریکا به رهگذر بدون سلاح 1 نمایش ...
سیل فرانسه - پاریس سیل فرانسه - پاریس نمایش ...

■ آیت‌الله حائری شیرازی رحمة الله علیه: تفکر - استعمار نو و تعطیل فکر

 نسخه قابل چاپ

 ارسال به دوستان

30 آذر 1396 - 00:00:00

رحلت حضرت آیت الله حائری شیرازی رحمة الله علیه را تسلیت عرض می‌نماییم.

آیت الله حائری شیرازی، رحمة الله علیه:

اعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

شاید این اولین جلسه‌ای باشد که شرکت کنندگان و برنامه ریزان آن چنین موضوعی را مطالبه می کنند. توفیق آنها را از خداوند متعال خواهانم که به آرزویشان برسند؛ چرا که این موضوع یک نکته اصلی بوده که مغفول عنه واقع شده است. در آغاز من اشاراتی می‌کنم تا وقتی وارد بحث می‌شوید انگیزه برای همفکری داشته باشید  .

استعمار نو و تعطیل فکر

اسم استعار نو زیاد برده شده است، اما این استعمار چه بوده، تعریفش چیست و چه روشی دارد، جای بحث است. استعمار کهنه، استعمار نظامی است، استعمار نو چه استعماری است؟

استعمار یعنی تعطیل فکر. نه به آن معنا که اجازه ندهد شما فکر کنید، بلکه به آن معنا که فرصت ندهد شما فکر کنید. آن هم نه به این صورت که اگر فکر کردید شما را بزند؛ نه، بلکه اجازه ندهد نیازها، شما را به فکر وادارد. می‌خواهد به مجرد اینکه نیازی پیدا کنید از شما رفع نیاز کند. این یعنی تعطیل فکر.

استعمار می‌خواهد به جای شما فکر کند، شما را آماده خور خودش قرار بدهد. به جای شما در قضیه فکر کند و محصولات فکرش را به صورت ۳۰۰ کتاب یا ۴۰۰ کتاب در اختیار شما بگذارد و بعد هم هر کسی این مطالب را قبول و باور داشته باشد و به کار ببندد به او لقب کارشناس، توانمند، مدیر، مدبر و فرهیخته بدهد. یک امر ضد ارزشی را ارزش جلوه می‌دهد.

من مسوول ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر هستم. در بحث امر به معروف و نهی از منکر همه می‌گویند چطور می شود آن را راه اندازی کرد، اجرای نمود؟

وقتی می‌خواهیم امر به معروف و نهی از منکر را راهش بیاندازیم، مثل یک ماشینی است که سر بالا می‌رود؛ شیب تند است، کمر راه ماشین را خاموش می‌کنیم، ماشین هم به سمت پایین بر می‌گردد. در امر به معروف هم همین طور است؛ فشار می‌آوریم، یک حرکتی ایجاد می‌شود و بعد بر می‌گردیم به مکان اول.

در جلسه‌ای به آنها عرض کردم مشکل در امر به معروف و نهی از منکر نیست. شما نمی‌روید فکر کنید روی این مطلب که چرا قرآن نگفت «یأمرون بالواجب»، گفت: «یأمرون بالمعروف»! بروید  روی این فکر کنید. چرا نگفت «ینهون عن الحرام»، گفت: «ینهون عن المنکر»؟!

عبارت معروف و منکر همین طور سطحی بیان نشده است. اگر چیزی معروف شد خود به خود همه به آن امر می کنند. اگر چیزی منکر شد خود به خود همه از آن نهی می‌کنند. مگر کسی به مرم می‌گوید که به این بچه بگو دست به این نزند؟ خودش نمی‌زند. فقط باید به او بگوییم و برایش جا بیفتد که این بد است، آن وقت دیگر نیازی به نهی کردن نیست.

پس آنچه را که در جامعه به آن نیاز داریم نه امر به معروف است و نهی از منکر. امر هم که می‌کنیم برای این است که معروفیت و منکریت منکر را جا بیندازیم. اگر اینها جا افتاد حرکت انسان، داعیه انسان برای امر به معروف، حرکت سرازیری است.

اگر بخواهد امر به معروف صورت نگیرد علت می‌خواهد، برای اصل امر، نیاز به انرژی نیست، انرژی در خودش هست؛ چون حرکت سرازیری است. شما می‌خواهید هنوز واجب، معروف نشده به او امر کنید. این حرکت سربالایی است، تا زور پشت سرتان هست، حرکتی می‌کنید. وقتی این زور برداشته شد در این صورت می‌زنید خلاص و عقب نشینی می‌کنید. یعنی می‌خواهید قبل از اینکه چیزی را معروف کنید به آن امر کنید، امر می‌کنید به غیر معروف.

شارع به شما گفته است امر بکنید به معروف. معروف یک حیثیتی هست و واجب یک حیثیت دیگر. ممکن است واجب هنوز معروف نشده باشد. تو باید در این مرحله واجب را معروف کنی،  نه اینکه امر به معروف کنی.

می دانید مشکل کجاست؟ مشکل این است که گره معروف شدنِ واجب باید قبل از گره امر به معروف  باز شود. ماه رمضان که زولبیا می‌خرید و شیرینی فروش یک باندی بر آن می‌بندد دو گره می‌زند؛ گره‌ای در رو و گره‌ای در زیر. اگر شما آن گره زیری را قبل از گره رویی باز کنید من یک میلیون به شما می‌دهم. این کار را نمی‌توانید انجام دهید! شما باید گره بالا را اول باز کنید تا آن وقت گره دوم باز شود. گره اولِ شما، واجب را معروف کردن است. اگر واجب معروف شد، امر به آن رایج می‌شود. اگر حرام منکر بشود، نهی از آن راحت می‌شود.

این یک فکری می‌خواهد؛ بیندیشید که چرا شارع نگفت امر به واجب و نگفت نهی از حرام، گفت: امر به معروف و نهی از منکر. یک شی ء «من حّیثُ اَنّه واجب» امر ندارد، «مِن حَیثُ اَنّهُ معروفُ» امر دارد. شارع سنجیده صحبت می کند.

این خیلی کار با برکتی است که انسان به اندیشه احساس نیاز بکند. ما نیاز داریم به اینکه فکر کنیم و رسیدن به این مطلب خودش خیلی مبارک است. این هم حتماً تأکید رهبری بوده است؛ چون هم ایشان تأکید بر نهضت جنبش نرم افزاری و نهضت تولید علم داشتند. اینها همه‌اش یعنی فکر کردن.

پاسخ پیش از سوال

استعمار نو، استعمار رسیدن به جواب قبل از رسیدن به سوال است. آنها مرتباً کتاب حل المسائل برای شما فرستادند.

در دروس ریاضی کسانی که هندسه می‌خوانند نمره‌ای که می خواهند به آنها بدهند معمولاً ۱۰ نمره می‌گذارند برای قضیه، ۱۰ نمره هم می‌گذارند برای مسأله. بچه‌هایی که حافظه‌شان خوب است، روی ۱۰ نمره‌ی قضیه حساب می‌کنند. ۱۰نمره مساله را می‌گذارند ببینند چند تای آن را می‌توانند جواب بدهند. آنهایی که استعدادشان خوب است روی ۱۰نمره مساله حساب می‌کنند؛ مساله را باید حل کنند.

اجانب مسائل کشورهای استعماری را از حالت مساله به صورت قضیه در می‌آورند؛ یعنی کاری می‌کنند که همه نمره‌ی قضیه را بگیرند، نه نمره‌ی مسأله را! نمره‌ی قضیه را بگیرند یعنی اینکه مساله را مثل یک درس، معلم برای اینها اثبات کند و آنها آن را فرا بگیرند و جواب بدهند. از این جهت علم در کشور ما به صورت قضایا است، نه به صورت مسائل. در تمام دانش‌ها ما همین مصیبت را داریم.

حفظ هویت ملی

من تکه‌های افتاده از شناسنامه شما‌ها را به شما نشان می‌دهم. هر کشوری، مثلاً چین، هم طبّ ملی دارد و هم طبّ بین المللی. در هند، هم طبّ ملی و هم طبّ بین المللی وجود دارد. در کشور شما طبّ ملی وجود ندارد. شما در صد سال قبل طبّ ملی داشتید. دانشگاه را برای انقراض طبّ ملی و انحصار طبّ بین المللی ایجاد کردند. در تمام علوم همین طور است. در مهندسی هم همین طور است. تمام دنیا برای خودشان مهندسی ملی و بین المللی دارند و در تمام رشته‌ها، هم به بُعد ملی و هم به بّعد بین المللی توجه دارند.

واضح‌تر صحبت کنم: هندی‌ها برای خودشان لباس دارند، زاپنی‌ها هم برای خودشان، چینی‌ها هم برای خودشان. لباس شما چیست؟ اینکه شما می‌پوشید لباس بین المللی است، نه ملی. این کت و شلوار که شما می‌پوشید لباس ملّی است، یا لباس بین المللی؟

بازتر صحبت کنم: شما در صد سال قبل واحد‌هایی به نام مقیاس داشتید؛ در وزن، در طول، در حجم، در مایعات. و همه اینها اسم و اندازه داشتند. الان همه آنها منقرض شده است. حتی شما برای محاسبات خط داشتید؛ خط سیاق، که منقرض شد. در عوض به جای اینها سیستم متریک آمد.

سیستم متریک برای مسائل بین دو ملت است. اینها بین المللی است، اما در انگلستان که شما می‌روید، خودشان، مخترع و پیشاهنگ سیستم متریک هستند، اما برای استفاده در بین ملت‌ها. وقتی که یک ملتی با یک ملت دیگر معامله می‌کند از متر استفاده می کنند، اما در داخل انگلستان، سانت معنا ندارد؛ از فوت، یارد و اینچ استفاده می‌کنند. کیلو در آنجا معنا ندارد، از پوند و اونس استفاده می ‌کنند. لیتر معنا ندارد، به جای آن از گالن استفاده می‌نمایند. چرا؟ چون جزو هویت است، جزو شناسنامه است.

شما ببینید در تمام دنیا ماشین‌ها فرمانشان دست چپ است (جای راننده) شاگر راننده دست راست است، در انگلستان فرمان‌ها دست راست است و حرکت در خیابان‌ها هم همین طور است. انگلستان فکر کرده و به این نتیجه رسیده است؛ نه اینکه دُگم است. چون خودش برنامه استعمار نو را پایه گذاری کرده، خطراتش را می‌داند. فواید اینکه این ماشین فرمانش دست راست باشد به خاطر این است که به همه دنیا بگوید که این معرف ماست، شناسنامه ماست، همدیگر را گم نمی‌کنیم، خودمان را شناسایی می‌کنیم. یک ساعت را برای خودش به عنوان شناسنامه حفظ می‌کند (Beeg Ben)، این صدایش را می‌گوید مثل صدای ضربان قلب است. هر کسی هر جا صدای تِک تِک آن را می‌شنود، صدای قلبش را می‌شنود. اینها فکر کردند.

مصیبت ما این بوده که استعمارگر ما به فکر بوده است. خدا را شکر که از دست انگلیسی‌ها نجات یافتیم و گرفتار آمریکایی‌ها شدیم. از وقتی که اینها آمدند و با اشتباهات خودشان جانشین آنها شدند، فکرها راه افتادند و گرنه آنها نمی‌گذاشتند بفهمیم که ما در حال استعماریم.

خشونت آمریکایی‌ها نعمتی بود برای ما، عکس العملش را هم می‌بینید. ۲۲ بهمن عکس العمل روش استعماری آمریکایی‌ها بوده است. کشور را از انگلیسی‌ها تحویل گرفتند و به نظامی‌گری تبدیلش کردند. استعمار را، نظامی‌اش کردند، جواب‌شان را هم خودشان گرفتند.

نیاز به تفکر

من در درون مسئولین، بزرگ و کوچک، هیچ کدام را ندیدم مثل رهبری (مدظله العالی) متوجه به این نکته دقیق باشند. این هم عنایت الهی است. نه اینکه ایشان بعد از رهبر شدن این جوری شده باشند، اصولاً استیل و روش ایشان در زمان طلبگی هم همین بود که زیاد روی کارها فکر می‌کردند

من در درون مسئولین، بزرگ و کوچک، هیچ کدام را ندیدم مثل رهبری (مدظله العالی) متوجه به این نکته دقیق باشند. این هم عنایت الهی است. نه اینکه ایشان بعد از رهبر شدن این جوری شده باشند، اصولاً استیل و روش ایشان در زمان طلبگی هم همین بود که زیاد روی کارها فکر می‌کردند... .

تفکر فردی و جمعی

فکر کردن گاهی انفرادی است گاهی جمعی. کسی که می‌خواهد بیاید با جماعتی کار کند، این فکر کردن می‌تواند به صورت تیم فوتبال باشد، یا می‌تواند به صورت ورزش کشتی باشد. فرقش چیست؟ بعضی‌ها خودشان فکر می‌کنند و این فکر شخصی و فکر فردی می‌شود. ممکن است که متفکر برجسته‌ای هم باشد. ایشان می‌شود مثل تختی، یا مثل توفیق، فهرمان کشتی کشور ما که قهرمان جهانی هم می‌شود. فکر هم اگر این طور باشد و ما یک شخصیت‌های صاحب فکری داشته باشیم از دیگران جلوتریم و در عالم ورزش کشتی می‌توانیم رتبه اول را بیاوریم. اما در فوتبال، آن موقع شاید در رتبه صدم، هشتادم، هفتادم یا کمتر و بیشتر بودیم، الان که خیلی هنر کردیم حدوداَ در رتبه چهلم هستیم. شما ببینید ما در بسیاری از ورزش‌های فردی زمینه اول شدن داریم و این راهی است که خیلی زود می‌شود به آن رسید. فکر هم همین طور است. نوابغ‌مان در فکرهای انفرادی نابغه هستند، اگر این فکر تبدیل شود به فکر جمعی ارزشش خیلی بیشتر می‌شود.

چرا مردم به کشتی این نگاه را نمی‌کنند که به فوتبال می‌کنند؟ مگر ورزش کشتی از ورزش فوتبال  بی ارزش‌تر است؟! چرا زیبایی فوتبال بیشتر از زیبایی کشتی است؟ چون زیبایی حرکت جمعی را دارد.

حرکت جمعی، ادب جمعی می‌خواهد، قانون جمعی می‌خواهد، مقررات پذیری می‌خواهد، قانون جمعی می‌خواهد.

کسی که در فوتبال می‌خواهند مثل کشتی عمل کند هر وقت یک پاس خوبی رسید که نزدیک دروازه است می‌خواهد فوری بزند توی گل تا او را بغل کنند، اما آن کسی که مثل فوتبال می‌اندیشد پاس را رد می‌کند روی پای کسی که در موقعیت ضریب گل شدن بیشتری قرار دارد و شانسش برای گل زدن بیشتر است... .

طناب تکنولوژی

ما اگر فکر نکنیم مدرنیزم برای ما چه خواهد کرد؟ تکنولوژی برای ما چه می‌کند؟!

تکنولوژی طنابی است که از بالای چاه به درون چاه فرستاده‌اند تا آدم بی وسیله، متوسل به وسیله بشود و از چاه تاریک ناتوانی، به بیرون از چاهِ توانایی منتقل بشود.

دویست سال قبل اگر شما می‌خواستید نامه ای به کسی که در شهری است بنویسید تا بخواهد برگردد، چند ماه طول می‌کشید. خبری می‌خواستید بگیرید یا یک حج می‌خواستید بروید یک سال طول می‌کشید. تکنولوژی ما را از خرج یک سال، به خرج سه ساعت و از زمان چند ماه برای یک پیام، به چند لحظه رسانید.

این قدرت این طناب است، می‌تواند ما را از این عمق بالا بکشد. این قدرت تکنولوژی است، قدرت مدرنیزم است. اما اگر فکر را در ما تعطیل کرد و ما هر چه لازم داشتیم در کتاب‌ها بود، آنها به جای ما اندیشیده بودند و این ابراز و وسایل را ساخته بودند و ما همه‌اش خریدیم و مصرف کردیم، با این کار ما این  طناب را به کار برده‌ایم  و ما را هم از چاه بیرون آورده است و ما یک کشور با درآمد می‌شویم، اما به این خِفت. یا حلقه‌ای که بنا بود به کمر ببندیم، وقتی فکر را تعطیل کردیم و به گلو بستیم و با آن طناب عملاً جنازۀ ما بیرون آمد، اگر چه از نظر اقتصادی، تکنولوژی و نظامی پیشرفته باشیم، خیلی کشورها هستند که پیشرفت نظامی و تکنولوژی و اقتصادی دارند، اما مهره هستند و در دست دیگران.

(گزیده‌هایی از کتاب تفکر – تألیف آیت الله حائری شیرازی، رحمة الله علیه)

 

 


Advertisment